مادر زمین
«مادرزمین» روایتی انتزاعی از پیوند ناگسستنی انسان با زمین و آسمان است؛ جایی که مرز میان خاک، آب، نور و رنگ محو میشود و همهچیز در چرخهای زنده به یکدیگر میپیوندد.
رنگها از آسمان فرود میآیند، در دل زمین فرو میروند و از آن، دوباره زندگی سر برمیآورد. آنچه از زمین و از آسمان میگیریم، در وجود ما جاری میشود و هستیمان را شکل میدهد؛ ما از جهان تغذیه میکنیم و خود، ادامهای از آن میشویم.
او رنگ میپراکند، میرویاند و بیادعا زندگی را در آغوش میکشد؛ از دل خاک، هزاران رنگ و امید زاده میشود.
«مادرزمین» قصهی همین چرخهی بیپایان است؛ قصهی زمینی که میبخشد، آسمانی که میبارد و انسانی که در میان این دو، ریشه میدواند و میبالد.